.
.
  • ارسال به دوستان
نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 
ادیان
1395/5/18 دوشنبه
نگاهی به حقوق اقلیت‎ها در قوانین جمهوری اسلامی ایران
احقاق حقوق اقلیت‎‎ها در سایه قانون

ایران از جمله کشور‎هایی است که جمعیتی با تنوع نژادی، قومی، مذهبی، زبانی و... را به شکلی فراوان در خود جای داده است. اقوام آذری، بلوچ، ترکمن، عرب، فارس، کرد، لر و... که برخی از آن‎ها غیر از تفاوت‎‎های فرهنگی در حوزه مذهب نیز با یکدیگر تفاوت‎‎هایی دارند، کشور ایران را تشکیل می‎دهند. به‎طور دقیق‎تر باید بگوییم که در حوزه مذهب در ایران یک هژمونی وجود دارد که حدود 90 درصد جمعیت ایران شیعه است و از سوی دیگر تنوع مذهبی اندکی در ارتباط با قومیت‎ها وجود دارد که در این ارتباط باید به بخشی از جمعیت کردها، بلوچ‎ها و ترکمن‎ها اشاره کرد.

سیاست‎‎های غلط حکومت‎‎های پادشاهی اخیر خصوصا نظام پهلوی در تاکید بر هویت ایرانی و سرکوب شدید هویت‎های دیگر، ذهنیت تاریخی نامناسبی در میان برخی از اقوام ایرانی ایجاد کرده است. با پیروزی انقلاب اسلامی و فضای مشارکت و اتحاد همه اقوام در یاری رساندن به انقلاب و بعد از آن نیز جنگ تحمیلی سبب شد تا بخش مهمی از ذهنیت ایجاد شده در میان اقوام در ایران از میان برود. ترمیم این مساله با توجه به حقوق و آزادی‎هایی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی به اقلیت‎های قومی اعطا شد با روند سریع‌تری صورت گرفت. همچنین بعد از انقلاب اسلامی توسعه اقتصادی و اجتماعی و عادلانه‌تر شدن امکاناتی نظیر آموزش در میان مناطق مختلف موجبات توسعه این اقوام را فراهم کرده است. این توسعه که پیش از انقلاب اسلامی بی‎سابقه بوده است از چندین جهت اثر مثبتی بر اقوام در ایران داشته است.

نخستین اثر مثبت این است که اقوام یاد شده در قیاس با سایر اقوام مشابه در مرز‎های کشور‎های همسایه، خود را در وضعی بهتر می‌یابند و بهترین مصداق این مساله اقوام کُرد هستند. کُرد‎های ایران به مراتب وضعیتی بهتر از کرد‎های ترکیه، عراق و سوریه دارند.

نگاه اسلام به تنوعات فرهنگی و اجتماعی

بررسی و مطالعه در متون اسلامی مانند قرآن مجید و احادیث حاکی از یک رویکرد انسانی، الهی، معنوی و اخلاقی به انسان و به‎تبع آن قومیت و تنوعات اجتماعی و فرهنگی و نژادی است. به‎طور خلاصه در مورد نظر اسلام راجع‌به تفاوت‎های قومی و فرهنگی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

‎تنوعات و تفاوت‎های قومی، زبانی و نژادی از نشانه‎ها و حکمت‎های خداوند و موجب شناسایی متقابل است. از دیدگاه اسلام، شاخص برتری تقوا و پارسایی است. خدواند متعال در آیه 22 سوره روم می فرمایند: «ومن آیاته خلق السماوات والأرض واختلاف ألسنتکم وألوانکم آن فی ذلک لآیات للعالمین/ و از نشانه‎های الهی، آفرینش آسمان‎ها و زمین و تفاوت زبان‎ها و رنگ‎های شماست؛ همانا در این امر برای دانشمندان نشانه‎هایی قطعی است.» همچنین در سوره حجرات آیه 13 می‌خوانیم: «یا أی‎ها الناس إناخلقناکم من ذکر وانثی وجعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا آن اکرمکم عندالله أتقاکم/ ای مردم ما شما را از مرد و زن آفریدیم و شما را گروه و در قالب قبایل قرار دادیم تا اینکه همدیگر را بشناسید و بدانید برترین شما در نزد خداوند پارساترین شماست.» پیامبر اکرم (ص) نیز در این‎باره می فرمایند: «لا فضل لعربی علی عجمی ولا لعجمی علی عربی ولابیض علی اسود ولا اسود علی ابیض الا بالتقوی/ عرب بر غیرعرب و غیرعرب بر عرب و سفیدپوست بر سیاه‌پوست و سیاه‌پوست بر سفیدپوست هیچ برتری ندارد مگر به تقوا و پرهیزکاری.»

‎ دعوت پایه‎ای قرآن و اسلام از صاحبان ادیان مختلف به همگرایی و اتحاد در عبادت خداوند است. قرآن کریم با به رسمیت شناختن تنوعات اجتماعی، صاحبان ادیان مختلف را دعوت به وحدت و همگرایی بر محور پرستش خداوند می‌کند. در آیه 64 سوره آل عمران می‌خوانیم: «قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا وبینکم الا تعبدوا الا الله/ بگو‎ ای اهل کتاب و کسانی که کتاب الهی بر شما نازل شده است، بیایید حول محور سخن مشترکی که میان ما و شما وجود دارد تفاهم کنید و آن این است که جز خدا کسی را پرستش نکنید.»

‎ در آموزه‎های اسلامی و توحیدی، مردم یا برادر دینی همدیگر یا در آفرینش همانند یکدیگرند و حقوق مشخصی دارند. حضرت علی (ع) به مالک اشتر می‌فرماید: «مهربانی به مردم و دوستی با آنان و مهربانی کردن با همگان را برای خود پوشش گردان و چون حیوانات شکاری مباش که خوی درندگی داشته باشی زیرا مردم دو دسته‎اند: دسته‎ای برادران دینی تو هستند و دسته‌ای دیگر در آفرینش مانند تو هستند.»نگاه قانون اساسی جمهوری اسلامی به تنوعات فرهنگی

وجود تنوعات و تفاوت اجتماعی در ایران، ضرورت سیاست قومی و مدیریت سیاسی خردمندانه و منطقی را بیش از پیش ایجاب می‎کند و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به‎مثابه منشور حقوق شهروندی در ایران از ظرفیت‎های بسیار خوبی در مدیریت مبتنی بر انصاف تنوعات اجتماعی برخوردار است که حاکی از هوشمندی تدوین‎کنندگان قانون اساسی است. در قانون اساسی جمهوری اسلامی تاکید بر تساوی عموم شهروندان در برابر قانون، به رسمیت شناختن مهم‎ترین مذاهب اسلامی و تاکید بر رعایت حقوق و آزادی‎های قانونی پیروان آن‎ها و نفی امتیازات نژادی و قومی و... شده است. این نوع نگاه مبتنی بر آموزه‎های دین اسلام است.

رسالت قانون اساسی این است که زمینه‎‎های اعتقادی نهضت را عینیت بخشد و شرایطی را به‎وجود آورد که در آن انسان با ارزش‎‎های والا و جهان‎شمول اسلامی پرورش یابد. در مقدمه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تاکید شده است که قانون‎گذاری در کشور مبین ضابطه‎‎های مدیریت اجتماعی است بر مدار قرآن و سنت، جریان می‎یابد. همچنین در مقدمه آمده است که قانون اساسی باید زمینه‌ چنین مشارکتی را در تمام مراحل تصمیم‎گیری‎‎های سیاسی و سرنوشت‎ساز برای همه افراد اجتماع فراهم کند تا در مسیر تکامل انسان هر فردی خود دست‌اندرکار و مسئول رشد و ارتقا و رهبری شود که این همان تحقق حکومت مستضعفین در زمین خواهد بود.

برخی از اصول قانون اساسی را که بر مشارکت همه مردم و یکسان انگاشتن همه تاکید دارد در اینجا ذکر می‎کنیم. دقت در بند‎های مزبور نشان‎دهنده جهت‎گیری منطقی، خردمندانه و مبتنی بر انصاف قانون اساسی کشور نسبت به همه مردم بدون در نظر گرفتن تفاوت‎های قومی، نژادی، دینی و زبانی است.

اصل‎ سوم: دولت‎ جمهوری اسلامی‎ ایران‎ موظف‎ است‎ همه‎ امکانات‎ خود را برای‎ امور زیر به‎ کار برد:

‎آموزش‎ و پرورش‎ و تربیت‎ بدنی‎ رایگان‎ برای‎ همه‎ در تمام‎ سطوح‎، و تسهیل‎ و تعمیم‎ آموزش‎ عالی‎؛
‎‎‎‎‎ مشارکت‎ عامه‎ مردم‎ در تعیین‎ سرنوشت‎ سیاسی‎، اقتصادی‎، اجتماعی‎ و فرهنگی‎ خویش‎؛
‎رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه‎های مادی ومعنوی؛
‎  تامین حقوق همه‎جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون؛
‎‎توسعه و تحکیم برابری اسلامی و تعاون عمومی میان همه مردم؛

اصل‎ دوازدهم‎‎‎‎‎: دین‎ رسمی‎ ایران‎، اسلام‎ و مذهب‎ جعفری‎ اثنی‎ عشری‎ است‎ و این‎ اصل‎ الی‎‌الابد غیر قابل‎ تغییر است‎ و مذاهب‎ دیگر اسلامی‎ اعم‎ از حنفی‎، شافعی‎، مالکی‎، حنبلی‎ و زیدی‎ دارای‎ احترام‎ کامل‎ هستند و پیروان‎ این ‎مذاهب‎ در انجام‎ مراسم‎ مذهبی‎، طبق‎ فقه‎ خودشان‎ آزادند و در تعلیم‎ وو تربیت دینی‎ و احوال‎ شخصیه‎ (ازدواج‎، طلاق‎، ارث‎ و وصیت‎) و دعاوی‎ مربوط به‎ آن‎ در دادگاه‎‎ها رسمیت‎ دارند و در هر منطقه‎‌ای‎ که‎ پیروان‎ هر یک‎ از این‎ مذاهب ‎اکثریت‎ داشته‎ باشند، مقررات‎ محلی‎ در حدود اختیارات‎ شورا‎ها بر طبق‎ آن‎ مذهب ‎خواهد بود، با حفظ حقوق‎ پیروان‎ سایر مذاهب‎؛

اصل‎ سیزدهم: ‎‎‎‎‎ایرانیان‎ زرتشتی‎، کلیمی‎ و مسیحی‎ تنها اقلیت‌های‎ دینی ‎شناخته‎ می‌شوند که‎ در حدود قانون‎ در انجام‎ مراسم‎ دینی‎ خود آزادند و در احوال‎ شخصیه‎ و تعلیمات‎ دینی‎ بر طبق‎ آیین‎ خود عمل‎ می‎‎کنند.

به حکم آیه شریفه: «لا ینهاکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم آن تبروهم و تقسطوا الیهم آن الله یحب المقسطین.» دولت جمهوری اسلامی ایران و مسلمانان موظف هستند نسبت به افراد غیر مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی رفتار کنند و حقوق انسانی آنان را رعایت کنند. این اصل در حق کسانی اعتبار دارد که بر ضد‎اسلام و جمهوری اسلامی ایران توطئه نکنند.

اصل نوزدهم: مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند این‎ها سبب امتیاز نخواهد بود.

اصل بیستم: همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با  رعایت موازین اسلام برخوردارند.

اصل بیست و سوم: تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ‌کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‎ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.

اصل بیست و ششم: احزاب، جمعیت‌ها، انجمن‎های سیاسی و صنفی و انجمن‎های اسلامی یا اقلیت‎های دینی شناخته شده آزادند، مشروط به اینکه اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچ‌کس را نمی‎توان از شرکت در آن‎ها منع کرد یا به شرکتت در یکی از آن‎ها مجبور ساخت.

اصل‎ سی‌ام: دولت‎ موظف‎ است‎ وسایل‎ آموزش‎ و پرورش‎ رایگان‎ را برای‎ همه‎ ملت‎ تا پایان‎ دوره‎ متوسطه فراهم‎ سازد و وسایل‎ تحصیلات‎ عالی‎ را تا سر حد خودکفایی‎ کشور به‎ طور رایگان‎ گسترش‎‎ دهد.

اصل‎ سی و یکم: داشتن‎ مسکن‎ متناسب‎ با نیاز، حق‎ هر فرد و خانواده‎ ایرانی است‎. دولت‎ موظف‎ است‎ با رعایت‎ اولویت‎ برای‎ آن‎ها که‎ نیازمندترند به‎ خصوص‎ روستانشینان‎ و کارگران‎ زمینه‎ اجرای‎ این‎ اصل‎ را فراهم‎‎ کند.

اصل‎ سی و دوم: هیچ‌کس‎ را نمی‎‌توان‎ دستگیر کرد مگر به‎ حکم‎ و ترتیبی‎ که‎ قانون‎ معین‎ می‎‌کند. در صورت‎ بازداشت‎، موضوع‎ اتهام‎ باید با ذکر دلایل‎ بلافاصله‎ کتبا به‎ متهم‎ ابلاغ‎ و تفهیم‎ شود و حداکثر ظرف‎ مدت‎ بیست‎ و چهار ساعت‎ پرونده‎ مقدماتی‎ به‎ مراجع صالحه‎ قضایی‎ ارسال‎ و مقدمات‎ محاکمه‎، درر اسرع‎ وقت‎ فراهم‎ شود. متخلف‎ از این‎ اصل‎ طبق‎ قانون‎ مجازات‎ می‎‌شود.

اصل‎ سی و سوم: هیچ‌کس‎ را نمی‎توان‎ از محل‎ اقامت‎ خود تبعید کرد یا از اقامت‎ در محل‎ مورد علاقه‎اش‎ ممنوع‎ یا به‎ اقامت‎ در محلی‎ مجبور ساخت‎، مگر در مواردی‎ که‎ قانون‎ مقرر می‎‎‎دارد.

اصل‎ سی و چهارم: دادخواهی‎ حق‎ مسلم‎ هر فرد است‎ و هر کس‎ می‎تواند به‎ منظور دادخواهی‎ به‎ دادگاه‌های‎ صالح‎ رجوع‎ کند. همه‎ افراد ملت‎ حق‎ دارند این‎گونه‎ دادگاه‎‎ها را در دسترس‎ داشته‎ باشند و هیچ‎کس‎ را نمی‎توان از دادگاهی ‎که‎ به‎ موجب‎ قانون‎ حق‎ مراجعه‎ به‎ آن‎‎ را دارد منع کرد.

اصل‎ سی و پنجم: در همه‎ دادگاه‎ها طرفین‎ دعوی‎ حق‎ دارند برای‎ خود وکیل‎ انتخاب‎ کنند و اگر توانایی ‎انتخاب‎ وکیل‎ را نداشته‎ باشند باید برای‎ آن‎ها امکانات‎ تعیین‎ وکیل‎ فراهم‎‎ شود.

اصل‎ چهل و یکم: تابعیت‎ کشور ایران‎ حق‎ مسلم‎ هر فرد ایرانی‎ است و دولت‎ نمی‌تواند از هیچ‎ ایرانی‎ سلب‎ تابعیت‎ کند، مگر به‎ درخواست‎ خود او یا در صورتی که‎ به‎ تابعیت‎ کشور دیگری‎‎ درآید.

با ملاحظه بسیاری از اصول قانون اساسی می‌توان به این نتیجه رسید که حقوق و آزادی‎‎های اساسی برای کلیه شهروندان و اتباع ایرانی در نظر گرفته شده است و آنان در برخورداری از این حقوق بدون توجه به وابستگی قومی، نژادی، زبانی و مذهبی مساوی هستند. در بسیاری از اصول قانون اساسی عنوان «هر کس»، «همه»، «هر ایرانی» و نظیر آن موضوع حکم قرار گرفته است. ملاحظه این اصول، این تصویر را از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به دست می‌دهد که در این قانون یک سلسله حقوق اساسی از قبیل تساوی در برابر قانون، محفوظ بودن جان و مال و شغل مسکن، آزادی عقیده، انتخاب شغل، برخورداری از تامین اجتماعی، دادخواهی، آموزش و پرورش، برخورداری از روند عادلانه دادرسی، داشتن تابعیت، مشارکت در اداره امور کشور و... را برای همه افراد و اتباع کشور و شهروندان ایرانی صرف نظر از هر نوع وابستگی قومی، زبانی، و مذهبی به رسمیت شناخته است و جملگی بدون تبعیض از این حقوق می‎توانند بهره‎مند شوند.

با بررسی قوانین دیگر در جمهوری اسلامی نیز می‌توان نگاه یکسان‌نگر به مردم و همچنین آزادی‎هایی را که به همه اعطا شده است، متوجه شد. به‎عنوان مثال در اساسنامه سازمان صداوسیما، مصوب 17 تیر 1361، آمده است:

ماده 1: حاکمیت اسلام بر کلیه برنامه‎ها و پرهیز از پخش برنامه‎هایی که مخالف معیار‎های اسلامی باشد.

ماده 6: ارج نهادن به حیثیت انسانی افراد و پرهیز از هتک حرمت آنان طبق ضوابط اسلامی.

ماده 7: صداوسیمای جمهوری اسلامی متعلق به تمامی ملت است و باید منعکس‎کننده زندگی و احوال تمامی اقوام مختلف کشور باشد. بدیهی است که در این میان تکیه اصلی باید بر اکثریت‎‎های اعتقادی (مسلمانان)، اقتصادی (مستضعفان) و سنی (کودکان و نوجوانان) باشد.

ماده 8: به موجب آیه شریفه «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا» حرکت کلی صداوسیما باید در جهت وحدت و انسجام هر چه بیشتر جامعه و برحذر  داشتن مردم از پراکندگی و تفرقه باشد.

ماده 19: انتشار هر مطلبی که موجب لطمه زدن به احساسات دینی، وحدت ملی و ایجاد تشنج در جامعه باشد، ممنوع است.

ماده 22: تبلیغ و اشاعه فرهنگ اصیل اسلامی با بهره‎گیری از دیدگاه‎های روحانیت آگاه، دانشمندان حوزه‎‎‎های علمیه و اسلام‌شناسان وارسته.

ماده 41: تلاش در جهت توسعه و تحکیم برادری اسلامی بین همه مذاهب و فرق اسلامی و همبستگی با اقلیت‎های دینی که در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده‎‎‎اند.

در مجموع می‎توان این‎گونه نتیجه گرفت که در قانون اساسی جمهوری اسلامی، نه‌تنها به برادران مسلمان توجه ویژه‎ای مبذول شده و حقوق و آزادی‎های آن‎ها مانند همه ملت مراعات شده است؛ بلکه احترام ویژه‎ای نسبت به مقدسات و اعتقادات سایر ادیان الهی نیز وجود دارد. جمهوری اسلامی ایران با تکیه برآموزه‎ها و ارزش‎های والای فرهنگی اسلام، تاکید ویژه‎ای بر برادری و برابری انسان‎ها و احترام به حقوق اقلیت‎های مذهبی و دینی دارد که تجلی آن را می‌توان در قانون اساسی و قوانین دیگر مشاهده کرد.

منبع: پنجره

 
امتیاز دهی
 
 

بيشتر
نسخه قابل چاپ